|
|
|
|
|
تنهايي چيزي كه زياد بهش فكر مي كنم خدايا مي ترسم مي ترسم كه تنهام بزاري مي ترسم از تاريكي از اينكه به تاريكي عادت كنم از اينكه از تو از نور جدا بشم از اينكه قلبم خالي بشه از اينكه اشكم خشك بشه از اينكه دوستيم با نور را فراموش كنم خدايا كمكم كن خدايا نيره به جز تو پناهي نداره خدايا نكنه يه روز قلبي كه از عشقت سرشار بود خالي بشه سياه بشه خدايا خودت صدام كردي مگه نه؟ خدايا خودت اول باهام دوست شدي مگه نه؟ خدايا خودت هميشه اشكامو پاك مي كردي خدايا خودت هميشه نوازشم مي كردي خدايا خودت ......... نه تو تنهام نمي زاي خدايا تو را قسم به عزتت تو را قسم به رحمتت هرگز رهايم نكن خدايا دستهايم به دستهايت عادت كرده خدايا دستم را بگير و هرگز رهايم نكن خدايا مواظبم باش خدايا دوستم داشته باش خدايا دوستم داشته باش براي زينبم هر جای این دنیا که باشی من با توام تنهای تنها من با تو ام هر جا که هستی حتی اگر با هم نباشیم حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم دوستت دارم به خدا توكل كن والله بصير بالعباد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:17 توسط نیره
|
|
||