|
|
|
|
|
دوباره می خواستم امشب چمدانی که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد را بردارم و به سمتی بروم صدایم کردی ........ انگار می خواستی دوباره گریه کنم تا بهانه ای باشد برای اینکه در آغوش بگیرییم دوباره نرم نوازشم کنی و بر گونه هایم بوسه زنی دوباره آهسته اشک هایم را با انگشتانت پاک کنی..... خدایا طنین صدایت را دوست دارم آغوش گرمت را و بوسه های مهربانیت را یک نفر باز صدا زد نیره باید امشب بروم ........................................ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:21 توسط نیره
|
|
||